پولم را کجا سرمایه‌گذاری کنم؟! ( قسمت دوم: خلق ارزش )

جمعه, 11 اسفند 1396

عـــــاشق آتش برپاشده ایم که فـــــــقط تو خدایش باشی❤️

z

در مبحث قبل با عنوان تناسب سرمایه و سرمایه‌گذار به موضوع درک و فهم پول پرداخته شد. بصورت خلاصه در بحث گذشته به این موضوع اشاره شد که هر فردی در حال حاضر قدرت فهم و درک و استفاده بهینه از مقدار مشخصی منابع مالی و حجم پول را دارد و اگر میزان سرمایه در دسترس از این حجم فراتر رود احتمال از بین رفتن آن و عدم استفاده بهینه از آن سرمایه وجود دارد. البته قابل ذکر است نباید فراموش کرد، این درک از پول و سرمایه با تمرین و تلاش و بالابردن دانش فردی قابل ارتقا خواهد بود. پس به عنوان نتیجه می‌تواند گفت یکی از مواردی که در سرمایه‌گذاری باید به آن بسیار توجه نمود ارتباط میزان سرمایه و حجم سرمایه‌گذاری با توانایی کنونی ما و گسترش و توسعه مرحله‌ایی و پلکانی سرمایه‌گذاری یا کسب‌و‌کار راه اندازی شده است.

مفاهیم صنعت، تولید، بازرگانی و بازاریابی که از زیر ساخت‌ها و اصول اولیه سرمایه‌گذاری به حساب می‌آید در طول عمر خود نوسانات و تغییرات فراوانی داشته و از پارادایم‌های مختلفی عبور کرده است. در این بحث قرار نیست وارد این پارادایم‌ها یا تغییرات آنها شویم، اما یک مساله بسیار با اهمیت در تمامی این تغییرات و نوسانات، گاه به بصورت روشن و شفاف و گاه بصورت مفاهیم ضمنی خود نمایی می‌کند که توجه به آن می‌تواند راهنمای بسیار مناسبی برای سرمایه‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی کسب‌و‌کار‌ها باشد.

 در ابتدایی‌ترین دوره‌های عصر صنعت که مفهوم محصول از اهمیت بسزایی برخودار بود و صنایع بصورت دستی و براساس الگوی شاگرد و استادی و تولید محصولات دستی و سفارشی فعالیت داشتند؛ تا امروز که عصر ارتباطات و اطلاعات محسوب شده و الگو‌های تولید و بازاریابی بصورت مداوم از ابزارها و راهکار‌های مختلف و متفاوتی بهره می‌جویند، مفهوم ارزش وجود داشته و محور بسیاری از فعالیت‌ها یا تصمیمات قرار می‌گرفته است.  اما تنها تفاوت موجود در تعریف ارزش و ایجاد ارزش بوده است، ارزش برای چه کسی؟؟ چه میزان ارزش؟؟ و به چه قیمتی؟؟ و . . . اینها نمونه هایی از سوالاتی است که می تواند رویکرد‌ها و رفتار‌های افراد را حتی در مراودات دوستانه تغییر دهد، ولی نفی‌کننده این مفهوم نبوده و سبب نمی‌شود در هیچ دوره‌ایی به آن بی‌توجهی شده باشد.

اولین مساله که باید به آن توجه داشت این است که ارزش چگونه خلق می شود؟؟

برای این منظور می‌بایست از زوایای مختلفی به موضوع نگاه کرد. اولین بعد، بعد اقتصادی است. ایجاد ارزش (ایجاد ارزش افزوده) در ابعاد اقتصادی بر اساس یک الگوی سیستمی تعریف می‌شود. این سیستم دارای ورودی، جعبه سیاه سیستم (فعلا به آن کاری نداریم) و در نتیجه خروجی مربوطه است. در این سیستم ورودی می‌تواند سرمایه اولیه، تخصص فنی و یا دانش اجرایی خاص، نیروی انسانی، دراختیار داشتن تجهیزات خاص و ... باشد که در طی یک پروسه منظم و برنامه‌ریزی شده یا گاها منحصر به فرد، خروجی مشخصی را به بازار عرضه می‌کند. این خروجی می‌تواند محصول نهایی جهت عرضه به مصرف‌کنندگان، محصولات صنعتی که می‌بایست به تولید‌کنندگان و عرضه‌کنندگان دیگر فروخته شود یا ارائه خدمات مختلف در هر نوع از این ابعاد و قسمت‌هایی از این مسیر باشد. ماحصل تمام این اتفاقات چیزی فراتر از ورودی اولیه بوده که می‌تواند ارزش مالی بیشتر از ارزش مالی ورودی‌ها را، امروز یا در آینده ایجاد کند. بصورت ساده به این اتفاق ایجاد ارزش در بعد اقتصادی گفته می‌شود. می توان گفت پروسه ارائه شده از سه طریق زیر خلق ارزش می‌کند.

  • ترکیب ، تجزیه یا تغییر شکل ورودی‌ها و تبدیل به خروجی متفاوت. برای مثال یک کارخانه مونتاژ خودرو از طریق ترکیب قطعات مختلف یک محصول جدید به نام خودرو می‌سازد یا کارخانه صنایع شیمیایی از طریق ترکیب مواد اولیه متفاوت محصولی کاملا متفاوت با مواد اولیه خود تولید می‌کند، که در هر دو مورد ارزش نهایی بالاتر از ارزش مواد اولیه بکار رفته است. (این قسمت انحصارا مخصوص تولید‌کنندگان است)
  • جابجایی‌های زمانی، مکانی یا مقداری. این بخش برای ما ایرانی‌ها که قرن‌هاست به پیشه تجارت و بازرگانی مشغولیم بسیار آشناست. شاید هنوز که هنوز است، زمانی که با بسیاری از افراد در مورد راه‌اندازی یک کسب‌وکار صحبت می‌شود تنها چیزی که به ذهنشان می‌رسد، راه‌اندازی یک مغازه و فروشگاه باشد. جابجایی زمانی در بازارهای فصلی استفاده می‌شود زمانی که محصولات کشاورزی در فصول کشت خریداری شده و در سردخانه نگهداری می‌شوند تا در فصول بعد به فروش برسند جابجایی زمانی رخ داده است. جابجایی مکانی نیز همانی است امروزه بسیاری از دوستان بدنبال آن هستند یعنی از کشوری مانند دوست و همسایه، چین کالایی خریداری شده و در ایران به فروش برسد یا از شهری به شهر دیگر انجام شود. و در نهایت جابجایی مقداری همان کاری است که بسیاری از بنکداران انجام می‌دهند، محصولات و کالاها را در ابعاد و مقیاس بالا خریداری کرده و در ابعاد جز به فروش می‌رسانند.
  • در نهایت ارائه خدمات: خدمات اندکی از دو مورد قبل پیچیده‌تر می‌باشند. پیچیدگی خدمات از یک طرف به دلیل تفاوت‌های ذاتی است که بین خدمت و محصول وجود دارد و از طرف دیگر بدلیل تغییرات مداوم نیاز‌ها و خواسته‌های نوع بشر (در این مورد در 2 مبحث بعد صحبت خواهیم کرد) رخ می دهد. اما آنچه که مسلم است چه پای محصولی به میان باشد چه نباشد، نیاز‌ها و خواسته‌هایی وجود دارد که باید از طریق مراودات فردی یا سیستمی برطرف گردد. مانند خدمات وکالت مشاوره که فارغ از هر‌گونه محصول یا کالایی است، یا خدمات پس از فروش که صرفا بدلیل لزوم وجود یک کالا یا محصول خاص رخ می‌دهد و یا حتی خدمات دندانپزشکی که هیچ ارتباطی بنیادی با کالا یا محصول خاص ندارد اما در مراحل انجام کار اجبارا محصولاتی در طی پروسه ارائه خدمت مصرف شده و یا به فروش می‌رسد.

این سه روش از ابزار های اصلی خلق ارزش از دیدگاه سیستم های اقتصادی است. خیلی ساده انگارانه است که فکر کنیم امروزه تنها با استفاده از یکی از این روش ها ارزش واقعی خلق می شود. در عصر حاضر با پیچیده شدن فرایند ها و خواسته های بشر و همچنین وجود رقبا و محصولات متنوع و متفاوت دیگر این روش ها به تنهایی نمی تواند ارزش قابل قبولی خلق کند، بصورتی که بسیاری از شرکت ها و مجوعه های موفق درگیر ترکیبی از این روش ها بوده و بر اساس نوع بازار و و محصول و مشتری خود اقدام به ایجاد ارزش مورد نظر    می کنند.

تا اینجا با پیش فرض اولیه ایجاد ارزش (ایجاد ارزش افزوده) آشنا شدیم. توجه به این مساله از اصول ابتدایی هر سرمایه‌گذاری بوده و نیازی به توجیه ندارد. اما صرفا جهت خالی نبودن عریضه باید توجه داشت شرط اصلی بقای هر مجموعه‌ایی ایجاد جریان مناسب پولی و منابع بوده تا بتواند در کنار تامین هزینه‌های باقی ماندن در صحنه رقابت، منابع لازم جهت بهبود و توسعه‌را فراهم کند.

در مبحث بعد به بررسی ارزش از نگاه درونی جعبه سیستم خواهیم پرداخت و ابعاد قابل توجه آن را بررسی خواهیم کرد.

پست های مرتبط
0 دیدگاه

نظر خود را بیان کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. گزینه‌های ضروری با علامت مقابل نشانه‌گذاری شده‌اند *